1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 Rating 5.00

نام کتاب : وداع با اسلحه

 

نام نویسنده :ارنست همینگ‌وی

 

معرفی کتاب

داستان درباره جوانی آمریکایی با نام فردریک هنری است که با درجه ستوان در جنگ جهانی اول در بخش آمبولانس‌ها در ارتش ایتالیا خدمت می‌کند

 

خلاصه داستان

جنگ جهانی اول، که در این کتاب از شهر کوچکی در شمال ایتالیا به آن نگریسته شده‌است، جنگ در انعکاس گنگ چند صدای توپ دوردست خلاصه می‌شود. ستوان فردریک هنری آمریکایی، که بر اثر جوانی و لاقیدی و ذوق به ورزش در ارتش ایتالیا استخدام شده‌است، در میان آمبولانسها و تالار ناهارخوری و شراب و زن زندگی بسیار مطبوعی دارد. با نزدیک شدن تدریجی زمستان صدای توپها بسیار کمتر می‌شود و درخواست مرخصی هنری را برای تمام زمستان می‌پذیرند. هنری از این فرصت برای خوشگذرانی در شبه جزیره استفاده می‌کند. وقتی که دوباره به جبهه برمی‌گردد، با پرستاری انگلیسی آشنا می‌شود و تظاهر به دوست داشتن او می‌کند؛ پرستار هم تظاهر به باورکردن حرف او می‌کند. در این میان جنگ جان تازه می‌یابد. هنوز صحبت هنری با اطرافیانش راجع به جنگ تمام نشده‌است که می‌فهمد آنها چقدر از جنگ بیزارند. همان شب اول، وقتی که مشغول صرف شام مختصری از ماکارونی و پنیر با سربازان خود است، زخمی می‌شود. او را به بیمارستانی آمریکایی در شهر میلان منتقل می‌کنند. هنری از اتفاق پرستار انگلیسی را دوباره در آنجا می‌بیند. اینبار واقعا او را دوست دارد. زانویش به تدریج معالجه می‌شود. تابستان است. هنری پول دارد. تمرین راه رفتن می‌کند، اول با چوب زیر بغل و بعد با عصا. پرستار باردار می شود و هنری باید به جبهه برگردد.
 در جبهه اوضاع به کلی تغییر کرده‌است و دیگر صحبت از بازی در بین نیست. همه سخت می‌جنگند، ،حالا دیگر جنگ خلق و خویی تلخ پیدا کرده‌است .سروان رینالدی بهترین دوست هنری، شب و روز خود را به جراحی زخمیها می‌گذراند. هنری می‌ترسد سیفلیس گرفته باشد. با شراب همچنان مست می‌کند؛ ولی این اوضاع را بهتر نمی‌کند. شوخیهای همیشگی دیگر سرگرم‌کننده نیست و خشم می‌آفریند. هنری را به منطقه کوهستانی منتقل می‌کنند؛ هنوز به آنجا نرسیده‌است که حرکتی برای عقب‌نشینی شروع می‌شود. هنری با سه راننده‌اش به گوریتسیا برمی‌گردند. خسته و از پا درآمده به آنجا می‌رسند. شهر ازسکنه خالی است. هنری فقط چند کلمه‌ای که با عجله روی کاغذی نوشته شده‌است، روی دیوار ناهارخوری پیدا می‌کند. به او دستور داده‌اند که باقیمانده لوازم را تخلیه کند و به جایی منتقل سازد که قرار است ارتش دوباره در آنجا گرد آید. در جاده چنان آشفتگیی حکمفرماست که اتومبیلها قدم به قدم پیش می‌روند.به نظر عاقلانه‌تر می‌آید که آدم بیراهه را در پیش بگیرد و این طور خودش را درمعرض خطر قرار ندهد. ولی یکی از آمبولانسها به گل فرو می‌رود. سرجوخه‌هایی که به قصد زود رسیدن سوار آن شده‌اند، حاضر نیستند کمک کنند تا از گل بیرون بیاید و پا به فرار می‌گذارند. هنری، در اوج خشم و برآشفتگی یکی از آنها را می‌کشد. بیراهه‌ها نه به شهری می‌رسند و نه به جاده‌ای دیگر. مجبورند  آمبولانسها را رها کرد و پیاده بروند. گلوله‌ای بی‌هدف، یکی از مردان را که شاید بهترین فرد از سه سرباز همراه هنری بود، از بین میبرد. یکی دیگر از رفقایش، وحشتزده پا به فرار می‌گذارد و به سوی شمال می‌رود تا خود را تسلیم کند. ستوان هنری و راننده‌ای که برایش باقی مانده‌است، پس از مدتی راهپیمایی بی‌هدف، جاده بزرگ را پیدا می‌کنند. روی پلی، مردانی مسلح افسرانی را که شناسایی می‌کنند، بازداشت می‌کنند. آنها را به چمنزاری می‌برند و پس از چیزی شبیه به محاکمه، تیرباران می‌کنند. هنری درست وقتی که باید در این به اصطلاح دادگاه حضور یابد، با پریدن در رودخانه خودش را نجات می‌دهد. از این لحظه به بعد، او قرارداد خود را با ارتش ایتالیا ملغا تلقی می‌کند. دیگر با این ارتش کاری ندارد. او تلاش می کند تا پرستار خود را، که تعطیلاتش را در استرزا می‌گذراند، پیدا کند. قبل از آنکه هنری فرصت اجرای نقشه اش را پیدا کند، پیشخدمت مهمانخانه‌ای که هنری با او دوست شده‌است، خبر می‌دهد که بازداشتش قریب‌الوقوع است و حقایقی در اختیار او می‌گذارد. هنری بعد از هفت ساعت پارو زدن و در صبحگاه، به لنگرگاه بندر کوچکی می‌رسد. نزدیکتر می‌رود و لباس متحدالشکل سربازان سوئیسی را تشخیص می‌دهد.ستوان سابق و پرستار سابق، در خانه‌ای ییلاقی با خوشبختی در انتظار تولد فرزند خود هستند. اما، فرزند در زایمان می‌میرد و مادر را هم می‌کشد.

 

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

.صفحه معرفی و خلاصه کتاب وداع با اسلحه اثر ارنست هیمنگ وی در سایت تفرجگاه برچسب خورده است

 

ارتباط با بخش گردشگری :

turism@tafarojgah.com

ارتباط با بخش معرفی کناب :

bookintro@tafarojgah.com

جهت ارتباط با سایت :

info@tafarojgah.com